بنگرم بر شادی های تن و.. - تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 19:21
بنگرم بر شادی های تن و ملال روحو بنگرم بر شادی های روح و ملال تنو بنگرم بر این هر دو؛ آه هیچکدام!و بنگرم بر این هیچکدام؛ وای هر دو! حلمی | کتاب لامکان
رستنی دارد دل دیوانه خو - تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 19:21
رستنی دارد دل دیوانه خوxa0رستنی از هر دری از هر دو سواز سر صحن میان تا لامکانxa0تا شود با روح تازان روبرو حلمی
عقلها و قلبها - تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 19:21
عقلها اگرچه درخشان خوش اند، امّا این قلبهای درخشان اند که کار می کنند. این قلبهایند که راههای زرّین می گشایند، عمارت های جاودانه می سازند، رقص و موسیقی و کلمه در هم می بافند و تمدّن ها از هیچ برمی آورنند. عقلها اگرچه درخشان خوش اند، چه بمانند و چه فرّار و دوان به هر سو که قدر دانسته شوند، امّا این ق...
دوست بیا در حرم پارسی - تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 19:21
دوست بیا در حرم پارسیاین خُم معراج و دم پارسیروز و شب از خطۀ بی نام اومعجزه ها از قلم پارسیحلمی
چیست مردن؟ رستن از پیراهنی - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 0:16
پیش از آزادی، طوفانی سهمگین.. - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 0:16
پیش از آزادی، طوفانی سهمگینو پیش از طوفانی سهمگینآرامشی کذایی ستچنانچه پیش از یقین، شکّو پیش از شکّایمانی دروغین است. در سرم شوق طوفانهاست و در دلم طغیان هزار اقیانوس.آرام آرام اجتماعی را که دیرزمانی ست از خود رانده ام به خود فرا می خوانم. آهسته آهسته زمان حجاب افکندنها و سر به باد دادنهاست. زمانه ی...
چیست عاشق؟ ذرّه ی قائم به ذات - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 0:16
درباره ی قدرت و خدمت - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 0:16
قدرت، بار مهیبی ست که کوچکان را فاسد و متوسّط الحالان را در هم می کوبد. مردم را به بازی می گیرد، فرومایه را به حیوانی درنده بدل می سازد و از میانمایه احمقی تمام عیار، بازیچه ی دست این و آن می سازد. قدرت یک آزمون از آزمونهای الهی ست و عیارها را رو می کند. باید چهره بسوزاند آن کس که داماد خدمت است، با...
رسم ما، آیین ما، تدبیر ما - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 0:16
رسم ما، آیین ما، تدبیر مارقص و نور و موسقی بهر خدا کار ما، دیدار ما، انذار ماپر کشیدن از زمین سوی سما حرف ما، فتوای ما، تقوای ماخدمت بی مزد و بی روی و ریا خلق گریان! شکوه از دیوان کنی؟خونتان در شیشه ها حکم شما کار خوبان بهر جان نادیده ایxa0چونکه کار عشق، بی نام و نما زور و زردزدان تو را دوشیده اندچو...
عشقست و به جز عشق جهانی تو مجو - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 0:16
جان به لب آورده ای، دست مریزاد دل - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 0:16
جان به لب آورده ای، دست مریزاد دلxa0تاب و توان برده ای، خانه ات آباد دلxa0هر چه بری مرحبا، هر چه کنی آفرینطاقت ما دید حقّ تا که به ما داد دل حلمیxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0
گفت با تشویش پس مقصد کجاست؟ - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 0:16
درباره ی قدرت عشق - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 0:16
عشق، آزادی است. دوست داشتن، مجال دادن است. شما به آن کس که بیشتر دوست می دارید بیشتر مجال خود بودن می دهید. این مجال دادن از قدرت است؛ قدرت عشق.xa0 آنجا که عشق حکم می راند روح ها فردیت خویش باز می یابند و هر کس سرگرم کار و بار خویش است. آنجا که عشق حکم می راند، هیچ کس شبیه هیچ کس نیست. بلکه هر کس شب...
حال خرابت از دم دانش و عقل بشریست - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 0:16
حال خرابت از دم دانش و عقل بشریستاز من خواب مانده و این نفس بی خبریستxa0ورد زبان شد عشق عشق، سوز دلی کجا کجاپرده برون چه نقش نقش، وه که درون بی ثمریستxa0گفت تو را هزار بار نقش برون چه کار کارچشم ببند و روح شو، نقش درون حور و پریستxa0آه از این جماعت گرد پیاله تشنگاندست فشان و مست شو، رو که درون تو در...
داستان روح در زندان هستی - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 11:29
هر جا که آگاهی هست، سلوک هست. سنگ سلوک دارد، سگ سلوک دارد و آدمی سلوک دارد. گاهی سلوک سگ از آدمی بالاتر است و گاهی آدمی سلوکی همچون فرشتگان دارد. پس آدمی می تواند چنان صخره سنگین و بی حرکت باشد وxa0 آنجایی نیز که از لباس آدمی خلاص شد سلوک های بالاتر می آغازد. در سلوک امّا ایستایی نیست. یا یک سالک، ا...
سراپا جان سراپا نور باشید - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 11:29
سراپا جان سراپا نور باشیدسراپا موسقی و شور باشیدحضور حقّ چه باشد؟ جز شعف نیستپیاله در کف از غم دور باشیدحلمیPainting: Jacob's Ladder by William Blakexa0
عشق، بودن ماست.. - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 11:29
هر چه هم گفته شود هر زمان، باری هر بار می آیم کلامی بجویم که قدر سپاس مرا به دوستانم بازگو کند نمی یابم، نمی توانم. هر کجا که باشید، هر که اید، ندیده و نشناخته، همین کافی ست که بگویم دوستتان دارم. عشق، بودن ماست در این لحظه. عشق میراث خداست بر زمین، نه از این رو که زمین را آباد کند. نه از این رو که ...
در خانه ی جان ما سراپا رقص است - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 11:29
در خانه ی جان ما سراپا رقص استاینجا چو شدی بدان که اینجا رقص استغم را سر هر صبح به قصّاب دهیمدر مسجد ما نباشد حاشا رقص استصوفی نکند تحمّل این شادی هازاهد نکند فهم چه با ما رقص استهر کس چو یکی دگر به این در آمدگفتیم برو که بزم ِتنها رقص استصد حیرت از این جمعیت بی خویشانما یک نفریم و یک به غوغا رقص اس...
از خدا برای خدا - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 11:29
بس به عبث زندگی ایست او را که به طلب آرامش است، او را که به طلب ثروت، قدرت، نامداری، سلامتی و زیبایی ست. بس به خرفتی و بطالت آن زندگی که آدمی خرج عالم بیرون از خود کند. چنان حیوانات در خاک لولیدن و عاقبت کار بدتر از حیوانات به هزار آلایش و نما به خاک شدن!سالک، رهروی طوفانهاست. مباد که حتّی یک لحظه د...
با ما برقص - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 11:29
هر چه از قاعده خارج تر، الهی تر. هر چه رقصان تر، زنده تر. هر چه از زاویه های مرسوم بیرون تر، نورانی تر، جاندارتر. و آنگاهxa0 قاعده ی های نو، بر ِجان بازیده در مضحکه های انسانی!xa0و آنگاه ندای فرشتگان به موسیقی رستاخیز خدا:xa0ای قامت های خمیده! برپا شوید و ای جانهای خشکیده به رقص آیید!xa0با ما برقص و...