خرید بک لینک

1 که 1 1
مگر از راه دل سویی ندارد


مپرس از رفتگان راه دشوار
که این چوگانسرا گویی ندارد


من اینجا ساعتی بیخود نشستم
به بستانی که کوکویی ندارد


یکی ساعت که در وقت ابد بود
هزاران تا و یک تویی ندارد


سخن رمزینه شد، چون گفتِ معنا
چو دیگر حرفها خویی ندارد


جسوران گنج پنهانی سزایند
ره گنجینه ترسویی ندارد


شکستن فرّ یزدانی بزاید
ظفر در نزد ما رویی ندارد


به حلمی جمله مهر خویش بنمود
شهی که برج و بارویی ندارد

گذرگاهی که رهپویی ندارد | غزلیات حلمی

حمایت

برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: يکشنبه 19 تير 1401 ساعت: 14:33

صفحه بندی