روح از آن لحظه که بیدار شد

خرید بک لینک

روح از آن لحظه که بیدار شد
خویش بدید و همهتن کار شد


از ورق شرع برید و پرید
راه بدید و سوی دیدار شد


راه بدید او که میان دل است
محضر دل سوی خط یار شد


خطّ درون دید و برونش گرفت
گرچه در این قصّه بسی زار شد


گرچه بسی خواب بر او شد حرام
حیف چه که حقروی هشیار شد


چشم ببست این سر و آن سو گشود
گفت نه بر هستی و هستار شد


دید عدم هست و دگر هیچ نیست
هیچ شد و در همه احضار شد


بوسهی حق بر لب حلمی نشست
جان قلمگشته به گفتار شد

روح از آن لحظه که بیدار شد | غزلیات حلمی

هست از تدبیر و هم دلواپسی...

ما را در سایت هست از تدبیر و هم دلواپسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 203 تاريخ: جمعه 7 تير 1398 ساعت: 15:28

صفحه بندی