برو از مرزها بگذر بدان سر

خرید بک لینک

برو از مرزها بگذر بدان سر
بگفتت نه برو یکبار دیگر


هزاران نه شنیدی و تو منشین
تو را گوید نه و یعنی که بپّر


دلیران آری و یاری ندانند
که یاری از تو خیزد بهر دلبر


دلا عطر وفا از خون بخیزد
وفا میکن جفای عشق میخر


برو سویش مگو ماندیم و رستیم
که ماندن مینداند قلب پرپر


برون بودی، میان خیز و نهان رو
تمام خویش را بردار و بگذر


شبان از جان حلمی شعله خیزد
سحرگاهان ز لب لفظ منوّر

برو از مرزها بگذر بدان سر | غزلیات حلمی

هست از تدبیر و هم دلواپسی...

ما را در سایت هست از تدبیر و هم دلواپسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 210 تاريخ: جمعه 7 تير 1398 ساعت: 15:28

صفحه بندی