وقت آن شد آنچه میدانی کنی

خرید بک لینک

وقت آن شد آنچه میدانی کنی
اندکی گاهی پریشانی کنی


اندکی از خویشتن بیرون پری
ماورای هر چه میخوانی کنی


از حجاب عقلها سر برکشی
پا دهد رقصی به عریانی کنی


شعلهای گرم از درون سینهات
وقف این دنیای یخدانی کنی


وقت آن شد ساز شیدایی زنی
شکرگویان رقص سبحانی کنی


منقضی شد کودکی و بیرهی
تو رهی رفتی که رهرانی کنی


تا بگیرد پر دو دستان دعا
همچو بازان رزم روحانی کنی


عاشقا ناسازها در سوزتر
آب هم بر هر چه سوزانی کنی


از سفر بازآمده بسیار نیست
حلمیا وقت است چوپانی کنی

وقت آن شد آنچه میدانی کنی | غزلیات حلمی

هست از تدبیر و هم دلواپسی...

ما را در سایت هست از تدبیر و هم دلواپسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 11:50

صفحه بندی