
پنجشنبه ۵ مرداد ۰۲ فارغ از رنج تفاخر زیستنیک دمی بیرون ز آخور زیستنکار انسان نیست این، این نیست هیچتا که در چرخ تواتر زیستن یک دمی بیرون ز چرخ هشت و چارچون روی بینی که اینها نیست کارعالم و آدم چه باشد نزد حق؟آدمی چون گرد و عالم چون غبار مرکز خویشی و خویش از تو پَرانخویش را یابی نهایت عمقِ جانچون ز خود بیرون روی پیدا شویتا شوی مفهومِ فهمِ عاشقان گشتهام دور فلک را هفت بارنیست دل را در جهان جز هفت کارعشقِ بیشرط و چو بشمارم دگریار یار و یار یار و یار یار روزنی در هستی تاریک جودر نهان آن معبر ب...
ادامه مطلب
عشق یعنی فارغی، آزادگیدر کمال قلّگی، افتادگیبا خدا بی ترس دل آراستندر مصاف موجها، آمادگیحلمی ...
ادامه مطلب