رسم ما، آیین ما، تدبیر ما

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

رسم ما، ما
رقص و نور و موسقی بهر خدا


کار ما،‌ دیدار ما، انذار ما
پر کشیدن از زمین سوی سما


حرف ما، فتوای ما، تقوای ما
خدمت بی مزد و بی روی و ریا


خلق گریان! شکوه از دیوان کنی؟
خونتان در شیشه ها حکم شما


کار خوبان بهر جان نادیده ای 
چونکه کار عشق، بی نام و نما


زور و زردزدان تو را دوشیده اند
چون درونت گنجه ی صد حیله ها


تا تو از نور شفقّت مرده ای
ناله از نامردمی ها بس خطا


هر چه بر تو خود تویی، خود را ببین
این چنین بر خود ستمکاری چرا؟


کار دل آموز و از خود باز شو
تا بدانی کار دل کار شفا


حلمی از آن شاه خنیا فاش گفت
موعد برخاستن از خواب ما


...
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 0:16

close
تبلیغات در اینترنت